خاله آذر

متن مرتبط با «گذشت» در سایت خاله آذر نوشته شده است

از شبهایی که گذشت…

  • نیلوبلاگ

    خاله آذراز شبهایی که گذشت…یادم نمیاد روز چندم بود که فهمیدم با این روال نمی تونم به سر ببرم…ساعتها پای اخبار، یا زیرنویس می‌خوندم، یا گوش می دادم، یا مطلب بالا پایین می کردم. تخمه افتابگردان می‌خوردم، یک گل، ده گل، صدها گل…هروقت از تخمه شکستن خسته می شدم، عناب می خوردم و مطلب می خوندم…قوت غالب عجیبی بود! روی همه اینها، یکی دو بطری آب گازدار سر می کشیدم، بشوره ببره هرآنچه از شوری و سیاهی و ترشی ملس تو دهانم ماسیده بود…یک روز یادم افتاد، آن وقتها که بابام ناگهان از دنیا رفت، رو آوردم به پلت فرم ها...

    ادامه مطلب