از نظر من بهار فصل مناسبی برای درس خواندن نبود! بهار که عرض میکنم، منظورم اردیبهشت و خرداده! والا فروردین که معلوم الحال بود…تا خودمونو بعد تعطیلات پیدا میکردیم میشد اردیبهشت! به قول مجری های تلویزیون، عِطر پیچ امین الدوله ها میپیچید تو تن شهر…بوته های یاس زرد، نور به خیابونها میپاشیدن. 1طلاها از بالای نرده ها ول میشدن رو دیوار…بوته های رز سرخ و سفید و زرد پشت سرهم غنچه باز میکردن…سبزیِ برگ درختها نو بود، قطرات بارون بهاری یهو تق تق میخورد به پنجره…پنج دقیقه بعد خبری نبود! انگار وظیفهی ابر این بود که چند لحظه بباره و بوی خاک نمدار بلند بشه و گنجشکها جیک جیکشون بره هوا و کل حواسی که به زور برای حل مساله جمع کرده بودم رو با خودش ببره اون دور دورا…
درست تو همین احوال، امتحانات ثلث سوم بود! کنکور مرحلهی اول بود! امتحانات نهایی بود! کنکور پزشکی دانشگاه آزاد بود، کنکور غیر پزشکی دانشگاه آزاد بود! کنکور مرحله ی دوم بود! بعد تا یه کم از روزهای بلند تابستون میخواستیم استفاده کنیم نتایج اعلام میشد و خلاصه به نحو احسن زهرمارمون میکردن!
به نظر من درس رو باید پاییز خوند! زمستون خوند! تو سرما و تاریکی نیمه شب که مطمئنی الان بنی بشری تو این سرما نمیره پیاده روی و پارک و پیک نیک! و انشالله که همه عین من بدبخت دارن میزنن تو سر خودشون و کتابها… آخر اسفند هم جوجه ها رو شمرد و خلاص!
من آدم نسبتا دموکراتی هستم و اگر نظری غیر از این دارید، کاملا محترمه ولی من باهاش مخالفم!
برچسب:
نویسنده: بهار کریمیپور