يكي از بي اعصاب ترين راننده تاكسي ها كه ديروز به تور ما خورد، يك ضرب دستش روي بوق بود و معتقد بود رفتن به بغداد جاده سي، مثل رفتن به ميدان جنگ است! خاطراتش از كودتاي پانزده تموز را مي گفت و گازش را گرفته بود و ويراژ مي داد و بد و بيراه مي گفت به رانندگي مردم!
وقتي به بغداد جاده سي رسيديم، تقريبا همگي از سرگيجه و سردرد بي نصيب نبوديم! بغداد جاده سي از خيابان هاي لوكس و پر از رستوران و كافه ها و برندها و بوتيك ها در منطقه اسيايي استانبول است. و دقيقا اندازه جاده هم طول دارد، كمي هم بيشتر اراده مي كرديم به راه رفتن به بغداد رسيده بوديم جان خودم!
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم فروردین ۱۳۹۶ساعت 23:48 توسط |
برچسب:
نویسنده: بهار کریمیپور