خرید بک لینک
تو قبرستون، دم باجه بایگانی و انتقال سند چندنفر تو صف بودیم. باجه، یه پنجره کوچک با توری داشت، که فقط ده سانتی متر پایینش باز بود. هرکس حرفی داشت، باید ابتدا یک قدم عقب می رفت، نود درجه به سمت باجه خم می شد، و سرش رو تا جایی که می تونست به قسمت تحتانی توری نزدیک می کرد تا حرفش رو بزنه! یک اقای جوونی اومد و گفت من فقط یه امضا لازم دارم، توروخدا بذارین برم جلو! البته من تا یه این سن رسیدم ندیدم تو اداره یا جایی، یک نفر دوتا امضا یا سوال داشته باشه! همه فقط یک امضا میخوان! اونی هم که صدتا امضا می خواد فقط منم!

برچسب: نویسنده: بهار کریمی‌پور تاريخ: چهارشنبه 7 ارديبهشت 1401 ساعت: 5:33

صفحه بندی